شيخ ذبيح الله محلاتى
205
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
دهم - در خصائص فاطميه از كتاب نزهة المجالس و سخب النفائس شيخ عبد الرحمن شافعى نقل كرده است كه جبرئيل به حضرت رسول عرض كرد كه هروقت من از سدرة المنتهى به زمين مىآيم حقتعالى مىفرمايد سلام مرا بخديجه برسان خديجه گفت اللّه السلام و منه السلام و اليه يعود السلام و على جبرئيل السلام يازدهم و نيز در آن كتاب بسند خود از محمد بن اسحاق نقل كرده است كه او روايت مىكند كه حضرت رسول هروقت از تكذيب قريش و اذيتهاى ايشان محزون و آزرده مىشد هيچچيز آن حضرت را مسرور نمىكرد مگر ذكر خديجه و هرگاه خديجه را مىديد مسرور مىشد و مبتهح مىگرديد و خديجه آن بزرگوار را در بر مىگرفت و مىبوسيد و امر قريش را توهين مىنمود و صدقه مىداد براى سلامتى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دوازدهم - بو صيرى در قصيدهء برده كه ابن حجر او را شرح كرده در مصر بطبع رسيده مىگويد . و رأته خديجة و التقى و الزهد * فيه سجية و الحياء و اتاها ان الغمامة و * الصرح اظلته منهما افياء و احاديث ان وعد رسول اللّه * بالبعث حان منهما الوفاء فدعته الى الرواج و ما احسن * ما يبلغ المنى الاذكياء و اتاها فى بيتها جبرئيل * و لذى اللب في الامور اريتاب فاماطت عنهما الخمار لتدرى * أ هو الوحى ام هو الاغبياء * فاختفى عند كشفها الرأس * جبرئيل فما عاد او اعيد الغطاء فاستبانت خديجة انه الكنز الذى * حاولته و الكيمياء * * * اين اشعار اشاره بمطالبى است كه در محل خود مشروحا بيان خواهد شد اجمالا مىگويد ابر سايه انداخت بر سر رسول خدا و خديجه كرائم و صفات رسول خدا را از زهد و تقوي و حياء به ميزان امتحان سنجيده بود و تماشا كرد سايه انداختن ابر را بر سر او و ديدن دو ملك را كه بالهاى خود را در برابر آفتاب بر سر مبارك آن جناب